|
پاییز دلم(مدیون اشکهامی اگه فراموشم کنی) |
|
جامه ی عشق برازنده ی هر قامت نیست |
*بازم محرم اومده یه ماه پر غم اومده
روی دل هر عاشقی از آه و غم نم اومده![]()
سلام دوستای عزیزم ...حالتون چطوره؟
ایام سوگواری محرم وبه همتون تسلیت میگم
من توی این چند شب گذشته اصلا حسینیه نرفتم به جز (شب هفتم) که 2 شب قبل بود
اون شبم به صورت خیلی اتفاقی به همراه خواهرهام و خواهرزادمو ...
دخترعموش باهم رفتیم..
اصلا مث اینکه قسمت بود ...
یا خدا می خواست من تو اون مراسم شرکت کنم... می دونین چرا؟.. آخه مداحی در مورد حضرت ابالفضل بود...
آخ بمیرم ..کسی که به خاطر برادرش
حاضر شد ..جونشو ...دستاشو...چشماشو بده...
واقعا همچین شخصی قابل ستایش و پرستش و تقدیره..
من واقعا از ته قلبم حضرت ابالفضل و دوست دارم...
"بین همه ی عشقای دنیا عشق است ابالفضل"![]()
وقتی لامپ هارو خاموش کردن و مداح مداحی رو شروع کرد...
خیلی تعجب کردم....درباره ی کسی صحبت
می کرد که من با تمام وجودم عاشقشم...
دیگه اصلا نفهمیدم چی شد...تاجاییکه تونستم گریه کردم....
تمام حواسم رفته بود توی زمانی که مداح میگفت....
با صدای بلند هق هق میکردم...اصلا نمی تونستم خودمو کنترل کنم....
تمام تنم می لرزید....همه ی دستمالایی
الان که دوباره فکرشو میکنم...
بازم به این نتیجه می رسم که واقعا
خواست خدا بود که من تو اون مراسم شرکت کنم...
خیلی عجیبه...خیلی سبک شده بودم...
خیلی وقت بود که دلم گرفته بود و
همچین گریه ای که از ته دل باشه می خواست...
خالی شده بودم...خیلی شب قشنگی بود..
خدایا واقعا ممنونم..![]()
طوبی خجل از قامت رعنای ابالفضل
می مست شد از نرگس شهلای ابالفضل
مه سجده کند بر رخ زیبای ابالفضل
دل بر گل فردوس نبندم که دل من
(من دل به بهشت نمی بندم...نمی ذارم محبت بهشت تو دلم باشه چرا؟)
یا جای بهشت است ویا جای ابالفضل....
............................................................
"گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی...
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید...
گفتمش تصویری از لیلی از لیلی و مجنون را بکش...
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید...
گفتمش بر او عشق را تفسیر کن...
در بیابان بلا تصویر سقا را کشید...
گفتمش رنج و درد و آه گشته حاصلم...
گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید..."
..............................................................
"دوسش دارم چیکار کنم چیکار با عشق یار کنم؟ ![]()
گفته می خوام با یک نگام عقلت و تارو مار کنم
صید دو چشمونش شدم کی می تونم فرار کنم؟
دوست دارم چیکار کنم خودت بگو چیکار کنم![]()
جون به یه چشم بهم زدن قربون چشم یار کنم
دوسش دارم چیکار کنم چیکار با عشق یار کنم؟
خدا حسین و دوست دارم خودت بگو چیکار کنم؟
قسم به اسم زینبش نمی تونم فرار کنم خودت بگو چیکار کنم؟![]()
هوای بین الحرمین دیدنیه دیدنیه...چراااااااا؟
آب و هوای کربلا زینبیه زینبیه ...خداااااااااااااا
دوسش دارم چیکار کنم؟ چیکار با عشق یار کنم؟
صید دو چشمونش شدم نمی تونم فرار کنم
گفته می خوام با یک نگام روزتو شام تار کنم"
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 9:3 توسط هستی |