|
پاییز دلم(مدیون اشکهامی اگه فراموشم کنی) |
|
جامه ی عشق برازنده ی هر قامت نیست |
سلام دوستای خوبم...حالتون چطوره؟ امیدوارم هرجاکه هستین حالتون خوب باشه...وهیچ غم و غصه ای نداشته باشین(آمین) من می خوام واسه یه مدتی تو وب نیام ...حالا نمی دونم چقدر طول میکشه... واسه همینم فعلا این آخرین آپمه ....تو این مدتم نمی تونم نظراتونو بخونم هرموقع اومدم میام واسه تک تکتون نظر میدم ... یهویی این تصمیمو گرفتم واسه همین نتونستم از قبل خبر بدم شرمنده مواظب خودتون باشین..."فدای همتون هستی" "وقتی رفتم" هیچکس از رفتن من غصه نخورد هیچکس با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی گریش نگرفت اشکشو کسی نریخت پشت سرم راستی که تنهایی درد بدیه منم انگار همیشه تو سفرم وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من می خواست تلافی بکنه پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد چشمی با رفتن من خیره نموند به درو به آسمونو به پنجره میدونم خیلیا گفتن چیزی نیست این که ماتم نداره بذار بره وقتی رفتم کسی اشکش نیومد نیومد هیچ جا صدای گریه ای توی این دنیای بد هیچ کس نداشت از سفر رفتن من گلایه ای کی میرم,کجا میرم,میام یا نه کسی لااقل اینو سوال نکرد انگاری می خوام برم خرید کنم هیچ کسی چیزی نگفت حلال نکرد دم رفتن کسی حرفی نمی زد همه ساکت بودنو بی سرو صدا یه نگهبان که مارو نگاه میکرد زیر لب گفت به سلامتی کجا؟ اشک و خندم دوتایی کنارهم با یه لحن مهربون جواب دادن انگاری یه عالمه کوههای سخت از رو شهر شونه ی من افتادن این سوال مهربون بی ریا پرسش ساده ی یه غریبه بود کسی که اسم منم نمی دونست زیر چشماش غمی بود داغ و کبود دم رفتن کسی گفت سفر بخیر که واسم غریبو ناشناخته بود اما اون وقتی رسید که قلب من همه ی آرزوهاشو باخته بود

![]()
![]()

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 21:42 توسط هستی |